شمس الدين حافظ
493
سفينه حافظ ( فارسى )
درين بازار گر سوديست با درويش خرسندست * خدايا منعمم گردان به درويشى و خرسندى « 1 » دعاى صبح و آه شب كليد گنج مقصودست * به اين راه و روش ميرو كه با دلدار پيوندى به شعر حافظ شيراز مىرقصند و مىنازند « 2 » * سيهچشمان شيرازى و تركان سمرقندى [ 1 ] [ به چشم مهر اگر با من مهم را يك نظر بودى ] 20 * شماره مسلسل 631 به چشم مهر اگر با من مهم را يك نظر بودى * از آن سيمينبدن كارم به خوبى همچو زر « 3 » بودى ز شوق افشاندمى هر دم سرى در پاى جانانم * دريغا گر متاع من نه از اين مختصر بودى اگر برقع بر افكندى از آن روى چو مه روزى * مدام از نرگس مستش جهان پرشوروشر بودى همش مهر آمدى بر من ز مهر آن شاه خوبان را * گر از درد دل زارم يكى روزش خبر بودى بوصلش گر مرا روزى ز هجران فرصتى بودى * مبارك ساعتى بودى چه خوش بودى اگر بودى نگفتى كس به شيرينى چو حافظ شعر در عالم * اگر طوطى طبعش را ز لعل او شكر بودى
--> ( 1 ) درينجا بمعنى رضامندى و قناعت است ( 2 ) در بعضى نسخ بجاى ( بخوبان دل منه ) بتركان دل مده ، آمده است : و در بعضى نسخ بيت مقطع چنين است كه اصل سروده خواجه حافظ است . بخوبان دل منه حافظ ببين آن بىوفائىها * كه با خوارزميان كردند تركان سمرقندى ( 3 ) در بعضى نسخ بجاى « همچو زر » ، « خوبتر » آمده است . [ 1 ] پاورقى غزل 19 - در سنه 781 امير تيمور خوارزم را گرفت و خواجه اين غزل را در آن موقع گفته است ، و مشهور است كه مقطع غزل در ابتدا طبق شماره ( 3 ) پاورقى بوده ، ولى بعد كه امير تيمور در سال 789 بفارس آمد گويا حافظ از ترس مقطع را عوض نموده و مانند مقطع موجود در غزل كرده است ، و اگر خواجه اين غزل را در 781 گفته باشد راجع بشاه شجاع و اگر در 789 سروده باشد مربوط بسلطان زين العابدين است .